* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بقیه در ادامه مطلب
این بار تو بگو که
“دوستت دارم”
نترس……….
من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همین مسیر را مستقیم بروی می رسی به دو راهی ،یک راه به من ختم می شود ،آن دیگری به ختم من !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چقدر دلم هوایت را می کند
حالا که دگر هوایم را نداری…!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن…
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آیینه ی اتاقت را با آیینه ی اتاقم عوض می کنی؟!…این که فقط من را نشان می دهد!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شبی ساقی ز من پرسید که جانا آرزویت چیست؟بگفتم :شادی دوستم که جز او آرزویی نیست.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو ممکن است از من دور شده باشی اما کوچک هرگز!…بگذار بگویند چیزی از پرسپکتیو نمیداند!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم … تو فقط دست دادی و من ، همه چیزم را از دست دادم ..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده.نبوس! نمک گیر میشوی !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کهن ترین احساس من به تو
هر چند چروکیده و سالخورده شده
اما
خیال مرگ ندارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تمومه عمر آوازم دیگه خاموشه خاموشم
نمیری هرگز از یادم من از یادت فراموشم
شروع رفتنت بی من شروع شعر اندوهه
بدون بعد از تو یاد تو برام سنگین تر از کوهه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مصنــوعی لبخنــد زدنت را می گــذارم به حساب هر چیزی ..
الا اینکــه دلت را زده باشــم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سیــاهی زیـر چشم هایـم را دوست دارم ..
جـای پای رفتن” تـــو”ست!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شــاید قانون دنیـــا همین باشــد ..
تـــو صاحب آرزویی باشی ؛ که شیرینی تعبیرش از آن ِ دیگریست!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیر آمدی
سفید شد موهایی که برای برگشتنت آراسته بودم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشه !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ارزان تـر از آنچــه فکرش را بکنی بودی ؛
امـــا برای من .. گران تمــام شدی!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من خود،به تو پرِ پرواز دادم،
اما…
به همه گفتم درب قفسش باز بود و…
پرید…
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نه شب عاشقانه ست ، نه رویا قشنگه
دلـم بـی تـــو خونه ، دلـم بـی تـــو تنگه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم آرامش می خواهد در بی دلهره ترین آغوش دنیا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از لحظه های طی شده حظی نبرده ایم
خود را به دست شاید و اما سپرده ایم
بشمار لحظه لحظه ی عمر گذشته را
هرچند سال بود همانقدر مرده ایم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
متشکرم که به من فهماندی که
چقدر می توانم دوست بدارم
و عاشق باشم بی توقع
باور کن ، بی توقع !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وداع آخرم با تو وداعم با نفس هامه
ببین نزدیکه ویرون شم رفیقم قلب تنهامه
یه دریا تو چشام دارم شبم سر ریز بارونه
بدون تو کسی جز من کنار من نمی مونه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من از بچگی باید کارگردان می شدم ٬ هرکسی به من میرسد بازیگر است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با همین چشمهایم
…
حافظه ی کوچه پس کوچه های قلبم را
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خاطره هارا حبس می کنم
تا شاید
راهی برای رهایی از خویش پیدا کنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد، مبادا تصویرت در چشمانم آواره گردد.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





دانستنیهای ازدواج




























